بهار آمد....
بهار آمد، بهار آمد، بهار خوش عذار آمد خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد زسوسن بشنو ای ریحان که سوسن ده زبان دارد بدشت آب و گل بنگر که پر نقش و نگار آمد گل از نسرین همی پرسد که چون بودی در این غربت همی گوید خوشم، زیرا خوشی ها زآن دیار آمد سمن با سرو می گوید که مستانه همی رقصی بگوشش سرو می گوید که یار بردبار آمد همی زد چشمک آن نرگس بسوی گل که خندانی بلی گفتا که خندانم که یارم در کنار آمد صنوبر گفت راه سخت اسان شد به فضل شه که هر برگی سربر زد چو تیغ آبدار آمد ...




